که زِ پرواز نصیبی نَبَرند اردک ها
آسمان هم به هواداریِ بالم نگشود
روزنی تنگ تر از پنجرهء قلک ها
نشد از چشم تو بی واسطه سهمی ببرم
موسمِ گرد و غبارافکنیِ عینک ها
درس شش سالگی ام مشقِ الفبایِ تو بود
نیست از رویِ ریا عاشقیِ کودک ها
ولی اکنون که گذشته ست بسی زان ایام
و حصاریست میان من و عشق از شک ها
و تو هم آدم مغرور و بزرگی گشتی
بی خیالِ دلِ پردغدغهء کوچک ها
فقط از باغچهء خاطره ها یادی کن
تا نمیرند در این فصلِ عطش پیچک ها
خنده بر بختِ بدم میکنی و حرفی نیست
هست خشنودیِ سلطان هدفِ دلقک ها
محمدجعفر غلامی,,,آبدانان
+ نوشته شده توسط محمد جعفر غلامی در جمعه دوازدهم آبان ۱۳۹۶ و ساعت 15:53 |
دلقک...ما را در سایت دلقک دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 52